۲۸ صفر سال ۹۳
سلام پسری، میدونی پسرم این روزها خیلی خیلی سرم شلوغه. با یک آقایی قرارداد بستم برای صفحهبندی کتابهاش، کتابهاشم انگار تموم نشدنی هنوز یکی رو تموم نکردم اون یکی رو میفرسته از لحاظ درآمدی خیلی خوبه خدا رو صد هزار مرتبه شکر ولی خیلی خیلی خسته شدم چون مجبورم هر شب تا صبح کار کنم و صبح هم البته باید به سر کار بیام. ولی عیب نداره چون میخوام به خاطر مدرسه تو سال دیگه خونه رو عوض کنم و پول لازم هم هستم به همین خاطر تحمل میکنم دعا کن ایشالا کارا ردیف بشه و خونمون فروش بره چون دو ماهه که گذاشتم برای فروش ولی حتی یه مشتری هم نیومده همه میگن ماه صفر تموم بشه درست میشه. امیدوارم که همینطور ...
نویسنده :
مامان منصوره
16:34








