کمیل جانکمیل جان، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

شاهزاده کوچولویی به نام کمیل

۲۰ شهریور و خانه خاله حمیده

1393/6/25 10:13
نویسنده : مامان منصوره
250 بازدید
اشتراک گذاری

گل پسرم ۲۰ شهریور بود که به خانه خاله حمیده (همکار مامان) دعوت شدیم و رفتیم. خوب بود و خیلی هم خوش گذشت با بچه‌های همکارای مامان کلی بازی کردی البته گاهی باهم دعوا هم می‌کردین ولی خوب با هم اخت شده بودین و خلاصه سروصدای بازی شما می‌آمد و ما هم مشغول صحبت بودیم. ناهار هم خیلی متنوع و خوب بود ولی تو از هیچ‌کدام حتی یک ذره هم نخوردی. چون قبلش با بچه‌ها پفیلا خورده بودین. خلاصه ساعت پنج با شوهر خاله مهتاب اومدیم و ما رو تا مترو مصلی رسوندند و بعد هم دوتایی اومدیم خونه. پنج شنبه هم به این ترتیب گذشت.

راستش باباجون کمردرد گرفته و دایی امیر که برده دکتر گفتند باید عمل کنه و توی بیمارستان بستری هستش تا نوبت عملش برسه یکشنبه قرار بود این کار انجام بشه ولی چون اتاق ICU خالی نبود باباجون رو عمل نکردند و ما مجبور شدیم چون دکترش فقط هفته‌ای یک بار توی اون بیمارستان عمل داشت و باباجون هم یه هفته توی بیمارستان خوابیده بود و خسته شده بود مرخصش کردیم تا یه بیمارستان دیگه اونو بستریش کنیم.

خلاصه این آخر تابستونیه حسابی درگیریم و سرمون شلوغ هستش، شما هم که قراره از اول مهر بری پیش‌دبستان و هم من و هم تو خیلی خوشحال هستیم. لیست وسایل مورد نیاز برای کلاس پیش‌دبستانی رو هم از خاله مرضیه مربی‌تون گرفتم باید تهیه کنم. خلاصه این هم از کارهای شهریور ماه من و تو. البته یه شش روزی هنوز مونده و امیدوارم این روزهای باقی مانده به خوبی و خوشی بگذره و تموم بشه و خاطره بد برامون به جا نذاره. خداحافظ گل پسرم امیدوارم اول مهر خوبی در کلاس مرضیه جون داشته باشی.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)