۴ سالگی و تولدت
امسال تولدت درست روز بعد از عاشورا میشد برای همین مجبور شدیم خیلی زودتر توی آبان ماه (۱۲ آبان) تولد بگیریم. تولدت خیلی خوب برگزار شد و خالهها هم آمده بودند ولی دایی امیر مسافرت بود نتونست که بیاد کیک تولدت رو هم باب اسفنجی سفارش دادم. (پسرم تولدت هزاران بار مبارک) گفته بودی توی مهد کودک هم باید تولد بگیریم من هم قبول کردم و برای هماهنگی با مهد که صحبت کردم روز ۱۳ آذر رو وقت دادم عمو هادی (عمو موسیقی) رو هم دعوت کردم تا بیاد برات آهنگ بزنه خلاصه کیک تولدت هم مطابق خواسته خودت بتمن بود خیلی خوش گذشت و تو انقدر خوشحال بودی که حد و حساب نداشت. بابایی هم آمده بود مهد و خوشحالی تو چندین برابر شده بود. (پسر قشنگم تولدت...
نویسنده :
مامان منصوره
14:18











