عوض کردن مهد کودک

اولین مهدی که گذاشتمت مهد مهر مادر بود که توی هفتتیر بود خیلی مهد خوبی بود تو خیلی از مربیات خوشت میاومد و اون هم خیلی خیلی دوست داشت ولی خیلی پیادهروی داشت چون داخل کوچههای اطراف بود و چون داشتی بزرگ میشدی و کمی هم سنگین شده بودی مامان دیگه نمیتونست تو رو بغل بکنه و این پیادهروی طولانی رو بره برای همین مجبور شدم یه مهد نزدیک خونه پیدا کنم و اونجا ثبتنامت بکنم از اول آبان ۱۳۸۸ بود که به مهد سهیل بردمت نزدیک خونه بود و روزهایی که بارونی بود خیلی راحت بودم و تو هم راحتتر بودی ولی تو از اونجا خوشت نمیاومد صبح که میبردمت اونجا تحویل بدم گریه میکردی و نمیخواستی بری ولی چارهای نبود چون من نمیتونستم تو رو با خودم حمل کنم چون ماشین که نداشتم و قدرت خریدش رو هم نداشتم و بابا هم که به خاطر طرح ترافیک نمیتونست همکاری کند من هم مجبور بودم با این وضعیت بسازم. وقتی به این مهد بردمت مریض شدنت شروع شد یه مدت هر هفته میبردمت دکتر، اسم دکترت دکتر سیدمجتبی تولیت هستش که از بس پیشش رفته بودیم دیگه من و تو رو میشناخت. آخر سر بهم گفت نذر کردی هر هفته بیای دکتر، گفتم آخه دکتر بچهام مهد میره همهاش مریضه. خلاصه خیلی روزهای بدی رو میگذروندیم هر دو تامون. با مهد نزدیک اداره «مهد بنفشه» رو میگم هم هر چی صحبت میکردم قبول نمیکردند که تو رو به اونجا ببرم. و هر ماه قول ماه بعد را میدادند. چون تو خیلی کوچولو بودی و اونها از سن ۲ سال به بالا را نگه میداشتند. الهی مامان برات بمیره که اینطوری گریه میکردی.


عوض کردن مهد کودک
