روز مادر مبارک
مامانی ۲ روز پیش یعنی ۳۱ فروردین روز مادر بود و البته تو از روز چهارشنبه که از مهد اومدی به من تبریک گفتی، البته من کلی از دست تو خندیدم. چون چهارشنبه که از مهد اومدی به من گفتی یه رازی میخوام بهت بگم اما به کسی نگیها. گفتم باشه گفتی مامان امروز با کمک مربیمون تو مهد برات کارت تبریک درست کردیم. من یه نقاشی کشیدم خودم و تو و بابایی و مربيام هم چسبوندش توی کارت. آخه روز مادر نزدیکه میخوام روز مادر بهت بدم. کلی خندیدم و گفتم مرصی پسرم. مطمئناً مربیات گفته بود که به مادراتون نگین این یه رازه. ولی چون تو همه چی رو به مامان میگی لازم دونستی این رو هم بگی. خلاصه یکشنبه که روز مادر بود تو شنبه شب موقع خواب منو بوس کردی و گفتی میترسم فردا یادم بره که بهت تبریک بگم. پس الان میگم مامان روزت مبارک. نمیدونی چقدر به من چسبید. خیلی خوشحال شدم. بعدشم من رو دوباره بوس کردی و دوباره روزم رو تبریک گفتی و بهم گفتی مامان ۲ بار بهت تبریک گفتم. یادت باشه گفتم مرصی یادم هست. وقتی یکشنبه از مهد اومدی با خوشحالی منرو بوسیدی و کارتی رو که برام درست کرده بودی بهم هدیه کردی. خیلی خیلی خوشحال شدم. این بهترین هدیهای بود که میتوانستم از پسرم بگیرم. ممنونم که این کارت رو با عشق برایم درست کردی گلپسرم. ممنونم که به یادم بودی.
من هم روز مادر رو به همه مادران تبریک میگم و امیدوارم همه مادرا صحیح و سالم باشند و سایهشون بالاسر بچههاشون باشه.





روز مادر مبارک
