اسفند ماه ۹۳ هم رسید
گل پسرم سلام بالاخره اسفند ماه ۹۳ هم رسید و ما هنوز موفق به فروش خونه نشدیم تا بتوانیم جابهجا شویم با اینکه بیشتر از ۴ ماه است که خانه را برای فروش گذاشتهایم دریغ از حتی یک مشتری میگن اوضاع و احوال ملک کساد شاید بعد از عید تکانی بخوره. هنوز اتاق تکونی نکردیم. ولی برای تو لباس برای عید خریدم و کفشهات رو هم پنجشنبه گذشته خریدم. چون خیلی دلمرده و افسرده شده بودم دیگه حوصله نوشتن برات نداشتم چون باید خرداد کارهای ثبتنام مدرسه تو را انجام بدهیم و هنوز وضعیت مان نامشخص است.
روزهای پیشدبستانی به سرعت میگذرد و تو هر روز چیزهای بیشتری یاد میگیری و بزرگتر میشوی دو تا دندون جلوییات هم که بیشتر از ۴ ماهه افتاده هنوز در نیومده و قیافهات هنوز بامزه و خندهداره. من که میگم بهت مییاد ولی بابا همهاش میگه چرا دندونات درنمییاد.
خلاصه اینکه بابا هم کاملا خوب شده و روال زندگیمون برگشته به قبل و هر روز میآید پایانه دنبالمون و ما رو با موتور توی این هوای سرد میبره خونه من که حریفش نمیشم که نیاد. ناچارا سوار میشویم و میرویم.
خلاصه این هم از اوضاع و احوال فعلی خونه ما.


اسفند ماه ۹۳ هم رسید 

