۲۸ صفر و شلهزرد نذری مامان جون خدابیامرز
سلام گلپسرم، دیروز ۲۸ صفر بود. وقتی مامانجون خدابیامرز زنده بود توی این روز شله زرد میپخت و پخش میکرد به اصطلاح نذر داشت. اما به عادت هر سال با اینکه مامانجون ۵ سالی هست که دیگه نیست و به رحمت خدا رفته ما خواهرها و دایی امیر منزل بابا حاجی جمع میشیم و شله زرد رو بار میکنیم و میپزیم و پخش میکنیم و سر خاک مامانجون هم میبریم. دیروز هم همین کارو کردیم. صبح دایی امیر اومد دنبالمون و باهم رفتیم خونه باباحاجی. خاله محبوبه و خاله معصومه هم اونجا بودند و دیگ را بار گذاشته بودند. تو که از خوشحالی نمیدونستی چکار کنی با بچهها حسابی بازی کردی و بهت کلی خوش گذشت و شیطونی کردی. خاله هما هم بعدش اومد و خلاصه همه با هم شلهزردو پختیم و بعد هم بین همسایهها و دوستان پخش کردیم. یه مقداری هم برای هیئت باباجی که همون شب میآمدند منزل باباحاجی کنار گذاشتیم و بقیه رو توی ظرفهای کوچیک ریختیم و خاله هما و عمو احسان بردند بهشت زهرا سر مزار مامان جون پخش کردند. و ما هم بعد از خوردن ناهار و کمی بازی با همدیگه به خونه برگشتیم. تو که انقدر خسته بودی خوابیدی و خوابت برد. و من هم کمی با کامپیوتر کار کردم. این هم از دیروزمون که گذشت.









۲۸ صفر و شلهزرد نذری مامان جون خدابیامرز
