کمیل جانکمیل جان، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

شاهزاده کوچولویی به نام کمیل

ختنه کردنت

1391/8/23 14:23
نویسنده : مامان منصوره
174 بازدید
اشتراک گذاری

روز ۲۴ بهمن ۱۳۸۷ بود که صبح زود از خونه زدم بیرون تا تو رو ببرم بیمارستان برای ختنه کردن. رفتم بیمارستان سوم شعبان و نوبت گرفتم. همه با پدر و مادر آمده بودند یا مادربزرگ. اما من و تو تنها رفته بودیم چون هرچی به بابات گفتم بیا گفت کاری نداره که خودت ببر. ولی دکتر انقدر تعجب کرده بود که نگو و نپرس بهم گفت یعنی شما تنهای تنها اومدید بچه‌رو ختنه کنید گفتم بله. گفت باباش گفتم کار داشت. گفت مادرتون گفتم خدا رحمتش کنه. گفت مادرشوهری چیزی. گفتم توانایی آمدن نداشتند. خلاصه با هزاران دلهره تو رو دادم تا کارتو انجام بدن. وقتی ختنه شدی انقدر گریه می‌کردی که نگو و نپرس. وقتی خواستم شیر بهت شیر بدم. اصلاُ قبول نکردی. خلاصه نگهبان دم در بیمارستان برام یه دربست گرفت و به خونه اومدیم. باباجون خیلی سریع به دیدنت اومد و بهت تبریک گفت. ۲۰ هزار تومن هم بهت کادو داد.

خلاصه روزی بود اون روز. ولی خیالم راحت شد. بعد دو سه روز حالت بهتر شد. خاله هما هم به دیدنت اومد. همه کلی خوشحال بودند و تبریک بهت گفتند.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)