کمیل جانکمیل جان، تا این لحظه: 17 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

شاهزاده کوچولویی به نام کمیل

حرف‌های جدید و جالب تو

1392/1/19 15:53
نویسنده : مامان منصوره
173 بازدید
اشتراک گذاری

عید که رفته بودیم عیددیدنی خونه بابا حاجی، بابا حاجی بهت یک تراول ۵۰ هزار تومانی داد تو هم نگاهی بهش کردی و توی پاکتش گذاشتی و دادی به من و خاله معصومه یک اسکناس ۱۰ هزار تومانی اون رو هم نگاه کردی و دادی به من. عزیزجون هم یک مار بهت داد. خلاصه وقتی به خونه برگشتیم به من گفتی می‌دونی باباحاجی از همه پولدارتره گفتم چرا گفتی چون به من پول بزرگ داده. من واقعاً تعجب کردم که تو چطوری متوجه شدی که مبلغ آن تراول بیشتر از اسکناس است.

این یکی رو گوش کن خیلی جالب بود. چند روز پیش داشتیم باهم بازی می‌کردیم و تو مثلاً منو کشتی. بعد گفتی می‌خوام خاکت کنم. و پا پات منو فشار می‌دادی که مثلاً در چاله‌ای که کنده‌ بودی جا بشم هرچی بهت می‌گفتم چرا اینجوری می‌کنی می‌گفتی چون تو چاقی تو چاله جا نمی‌شی. بعد هم چندتا بالش روی من گذاشتی به جای سنگ و بازهم هی فشار می‌دادی. بهت گفتم چرا فشار می‌دی. گفتی برای اینکه دیگه نتوانی از جات بیرون بیایی. من هم بهت گفتم حالا که ما رو خاک کردی مادر یک فاتحه هم بخون. گفتی نه اتفاقاً می‌خوام بلوز و شلوار قرمز بپوشم و دایره بگیرم دستم و بالای سرت برقصم و بعد هم کلی ادا و شکلکت درآوردی و کلی رقصیدی و خندیدی. (مامان قربون خنده‌هات بره) من هم که از خنده روده‌بر شده‌ بودم.

اینم عکسای مامان و کمیل توی پارک دم خونه باباحاجی

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)