محرم سال ۹۱
امسال محرم هم مثل سالهای پیش من و تو باهم رفتیم بیرون تا تو دستههای سینهزنی رو ببینی و البته کمی هم زنجیر بزنی و طبل. خلاصه تو خیلی خوشحال بودی و از صبح زود لباس به تن آماده بودی تا با هم بریم بیرون. و وقتی برمیگشتیم خونه به طور مدام سؤال میکردی که کی دوباره به بیرون میرویم. قربون زنجیر زدنت برم. چون قدت کوتاهتر از بقیه بچهها بود تو روی گذاشته بودند آخر دسته ولی انقدر مرتب پشت یر اونها راه میرفتی که نگو و نپرس. خلاصه محرم امسال هم گذشت.



اینم عکسایی که روز عاشورا از شما گرفتم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


محرم سال ۹۱
